دانشجویی
رسم بدعهدی ایام که چو دید ابر بهار گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد *** مشنو ای دوست که غیر تو مرادی هست یا شب و روز جز فکر تو ام کاری هست *** روی وچشمی دارم اندر مهر او کاین گوهر می ریزد وآن زر میزند *** همچو چنگم سر تسلیم وارادت در پیش تو به هرضرب که خواهی بزن وبندازم *** ماهم این هفته برون رفت وبه چشمم سالی گذشت حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است *** چشم چپ خویش را برآرام تاروی نبیندت بجز راست *** میان گریه می خندم که همچون شمع در این مجلس زبان آتشینم هست،لیکن در نمی گیرد *** ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام هرچه دور اندیش نیست *** گر دشنام فرمایی وگر نفرین،دعا گویم جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خارا *** گفتی به غمم بنشین یا از سرجان برخیز فرمان برمت جانا ،بنشینم وبرخیزم *** نظرات شما عزیزان: جمعه 20 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 16:12 :: نويسنده : parisa
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید. خواهش میکنم نظربدید. سلامتی کسانی که افتخار میدن به ما سرمیزنن و نظر هم میدن. پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |